حبيب شوكتي نيا بي ترديد از مهمترين شاعران معاصر خوزستان است كه از بد حادثه آنچنان كه شايسته ي اوست به جامعه ي ادبي ايران معرفي نشده است علل و عوامل اين حادثه !! بماند براي فرصتي فراغ تر كه در اين مقال نمي گنجد .
شوكتي بعد از حضوري جدي وبيست ساله در عرصه ي شعر دزفول تنها يك مجموعه ( موريانه ها و ستاره ها ) را توسط نشر درچه در سال 1378 منتشر كرده است مجموعه ايي اگر چه كم حجم ( 45 صفحه ) اما به ضرس قاطع سرسري ودر زمان كوتاه از كنار آنها نمي توان گذشت . مفاهيمي عميق و جدي عموما در حوزه ي زندگي و اجتماع عمده ي موضوعات شعري شوكتي را تشكيل مي دهد كه باز خوانش آنها خواننده را در نه توي معاني ميخكوب خواهد كرد و عميقا لذت كشف و باز نمايي را به او خواهد داد :
زماني كه هر لبخند / طرح مسرتي ست چركين / ودرختان به شقاوت خاك ريشه ميفروشند / شكوفه ها چگونه ، فصول خاكستريشان را / عادت عشق بياموزند ؟ .../ آه..../ اي قديمي ترين قوم زمين ! / اين كدامين فصل تاريخ است / كه هرروز « نروني » متولد مي شود ؟ / « گئومات » ها بيشمارند / و « برديا » برادريش را مرثيه مي خواند / اي تمدن پوياي گمشده !
اشعار شوكتي عموما سپيد ، نيمايي و غزل است كه به دو گونه ي محلي ( دزفولي ) و فارسي معيار قابل تقسيم هستند و البته براي او فرقي هم نمي كند !! حرف همان است وانديشه همان . وسعت دايره ي واژگان به او اين امكان را مي دهد كه در هر دو گونه آثار نابي را ارائه كند . او در اين سالها نشان داده است كه شعر محلي مي تواند لودگي نباشد . طنز نباشد براي مسخره كردن نباشد مي تواند كاملا جدي و عميق و پابه پاي شعر ديگر بيايد زيبا هم باشد مخاطب هم داشته باشد نگارنده بار ها شاهد شگفت زدگي كساني كه شعر محلي او را شنيده اند بوده است تلاش شاعر براي زدودن نگاه غلط به مقوله ي شعر محلي از اذهان ستودني است .
شوكتي نخستين شاعري است كه پاي شعر محلي را در قالب هاي سپيد و نيمايي گشود اين پاگشايي حركت زيبا و بديعي است كه اگر فرصت انتشار بيابد تحول نويني در شعر دزفول ايجاد خواهد كرد .فرصتي كه هر چقدر به تعويق بيفتد مهلت بيشتري به سارقان ادبي مي دهدتا بعد از شنيدن اين آثاردر محافل ادبي با تقليد كوركورانه دست به مجموعه سازي زده و خودي نشان دهند !! ( به مجموعه ي شعر خوموني نگاهي بيندازيد )
شاعران روزگاري فراتر از زمان خود گام برمي داشتند پارسي گويان نامدار ما همچون سعدي ، بيهقي، مسعود سعد ، جامي و ... چراغ راهنماي فرهنگ زباني زمان خود و آنچنان كه مي نمايد و شده است براي همه ي زمان ها بوده اند . اما امروز دست روزگار !! شاعران را به روزمرگي ها دچار ساخته و آنان را حتي به پشت سر جامعه سرانده است بسياري از مجموعه هاي شعر از داشتن خواننده محروم شده اند شايد به اين دليل كه نتوانستند ذائقه ي نوجويانه ي مخاطبين را ارضا كنند . شعر شوكتي اما بر خلاف بسياري از شاعران هم عصر خود از سر درد نوشت شده است و اين (درد) در بيت بيت اشعار او به خوبي نمود دارد . شوكتي شعر را ژانري براي «حرف » زدن برگزيده است و آن را پنجره ايي براي نگاه كردن ديده و درست هم ديده . پنچره ايي كه متعلق به خود اوست و تقليدي نيست در كنار حرف هاي دردمندانه كه بخش مهمي از جذابيت شعري شوكتي را تشكيل مي دهد زبان و ساخت شعري او نيز قابل بررسي است . اين اشاره شايد بتواند نشان دهد كه شوكتي از اين منظر پا در ركاب شاعران خلف گذاشته و آگاهانه به نقش تاريخي خود به عنوان( شاعر) واقف است و دقيقا به همين دليل است كه شعر او تاريخ مصرف ندارد همچنان كه شعر شاعران كلاسيك گوي ما ندارد .
شوكتي اگر چه در شعر هاي سپيد خود از نظر زباني واستخوان بندي به شعر شاملو بسيار نزديك است و گاه در برخي لحظات به شعر او تنه ميزند ( خودنيز معترف است ) اما سعي كرده است كم كم به زباني مستقل دست يابد به اعتقاد نگارنده اين استقلال اگر چه هنوز به قدر وافي محقق نشده است اما آنگونه هست كه به راحتي بتوان شعر ( حبيب ) را از ميان دهها گونه ي مشابه تميز داد .
يكي ديگر از ويژگي هاي منحصر به فرد شعر شوكتي بهرمندي از تكنيك آشنازدايي در تعابير و كلمات و ساخت تعابير جديد و نو است ويژگي كه در كمتر شاعري مي توان سراغ گرفت . حداقل نگارنده بعد از شاملو ، نيما ، اخوان ، و فروغ شاعر ديگري سراغ ندارد ساخت تركيبات و تعابير تازه ي شعري و آشنايي زدايي از كلمات مهجور و يا حتي نو تنها به واسطه ي دو ويژگي اتفاق مي افتد : يكم / هوش شعري و حس هنرمندانه ي قوي دوم / وسعت دايره ي واژگان
كه خواندن شعر شوكتي بي شك خواننده را به اين دو رهنمون مي كند :
مي خواهم با خدا دم بگيرم/ آنات گمشده ام را / عشق تو ، انسان آفريد / و انسانيت من ، تو را / كسي با ما آشنا نيست / زيرا اذهاني كه ديده ام /آميختار ماهرترين هنجارهاي مطلقند / وقتي در انگاره ها باشي / چونان سايه اي بر ديوار/ بااين همه شبكه هاي مزين به چشم / زخمي ترين فريادت / ثبت تمسخري ست – بر كاشي هايي كه نور را دفع مي كنند / حتا - / .....
غزل ها ، رباعي ها و مثنوي ها او نيز از اين قاعده مثتثني نيستند و طبع آزمايي هاي شوكتي در اوزان مختلف عروضي و استفاده از قوافي دير ياب و مشكل و نيز وزن هاي طولاني كم كم تبديل به مهر نشان دارد آثار او شده است اما در اين همه شاعر لطافت كلمات را فراموش نكرده و آگاهانه و نه از سر به رخ نمايي، كلمات را به چينشي هوشمندانه فراخوانده است :
برايم بخوان باز شعري حزين ، پر از داغ دردم زدرمان بگو ......به آخر رسيده است اطناب من ، زكار نرفته به پايان بگو / ز پاي شكسته به اميد هيچ و دست بريده به سوداي پوچ ....... زسجاده آتش خواهشم و سوزيدن لوح ايمان بگو / ......
اما شوكتي و شعر او ممكن است يك اشكال عمده هم در آينده پيدا كند مي گويم آينده زيرا هر آنچه آمد نگاه اجمالي نگارنده بر كارنامه بيست سال گذشته اوست . تحولات نوين زبانشناختي بي شك در تحولي روز افزون غرق شده است پايبندي شاعران و نويسندگان به اين تحولات كه گاه ناخاسته و به دليل گذر زمان و ورود جنبشهاي كلامي به ساحت زبان است قابل بررسي است كه باز به فرصت بيشتري احتياج است برخي معتقدند كه پايبندي به تحولات روز آمد زباني شعر را به ورطه ي كوچه و باز مي كشاند و اين نخستين گام براي نابودي و فراموشي اوست و برخي معتقدند شعر جرئي از بدنه ي ساختمان زباني است كه مي بايست به نقش آفرينندگي و پالايندگي و حركت دهندگي خود واقف باشد . و اعتقاد نگارنده اين است كه از آنجايي كه شعر و ادبيات شديدا تحت تاثير تحولات سياسي و اجتماعي و حتي جغرافيايي است بنابراين طراحي حركت بعدي شاعر براي آينده ي ادبي خود مي بايست بسيار هوشمندانه و دقيق صورت پذيرد چه بسيار شاعراني كه علي رغم داشتن ارزشهاي انكار ناپدير شعري به دليل برخوردار نبودن ار فضا و زبان روز آمد تري آنچنان كه مي بايد در جامعه ي ادبي جاي باز نمي كنند
|