تبليغاتX
حقيقتِ ساده
 
 

 

 


mehranbagai@yahoo.com


مطالب اخير
  دومین جلسه ی نقد ادبی
  بدون شرح !!
  8/8 من
  کمد آقای ووپی
  دل تنها
  دو نظر
  قهرمانی که هیچ گاه از او تجلیل نشد
  اعتـــراف میکنم پس هستم
  یک بیانیه ی خجالت آور برای چند پتو
  صدای زنی از دور دست

 

 

پیوند ها
  دكتر فرزان سجودي
  هوشنگ چارلنگي
  ملا محمد تقي ناهيدي دزفولي
  دكتر رضا براهني
  قباد آذر آيين
  فرشته توانگر
  منیرو روانی پور
  رضا شکراللهی
  رضا قاسمی
  میترا الیاتی
  رضا علامه زاده
  حسین پاکدل
  محمد علي ابطحی
  حسین نوش آذر
  رضا حبيب پور
  حبيب حبيب پور
  خالد رسول پور
  حسين نیکو نژاد
  مسافر
  كامران بزرگ نيا
  عبد الرحيم سعيدي راد
  حبيب پرتاري
  مهدي مرعشي
  مهدي جليل خاني
  سيد مرتضي سبزقبا
  سيد رضا سبزقبا
  الي
  آرون شيد
  محمد حسن چگني
  مسيح اسماعيلي
  صحرا
  كاشف دزفولي
  مهدي متين راد
  مجيد زركي
  سجاد روشني
  شاهرخ مهدوي
  مهدي مرادي
  حبيب الله بهرامي
  دست نوشته ها
  بهاره خليقي
  مجتبي گهستوني
  مريم(يادگار زمان)
  خوابهاي يك ديوانه در جهان مسطح
  همشهري عاشق
  خلوت دل
  زن گويه ها
  رزمي كاران دزفول
  دزنگار
  مهسا
  پروين حنطوش زاده
  پوپك
  گراند كافه
  ابوالقاسم فرهنگ
  ابراهيم رها
  ديباچه
  راديو زمانه
  بازنگار
  كتابخانه
  حلقه ادبي
  انسان شناسي و فرهنگ
  ادبيات كلاسيك ايران
  گفتگو و نقد
  كافه داستان
  وبلاگهاي به روز شده
  گفتگو
  جستجوي كتاب
  كتابناك
  مينياتور
  ماهنامه فيلم
  فيلتر شكن
  پروكسيس
  هواشناسي
  پرندگان ايران
  ايسنا خوزستان
  بي بي سي فارسي
  چريك آنلاين
  صفحه اول روزنامه ها
  گلهاي رنگارنگ
  نغمه هاي ماندگار
  راديو گلها
  فرهنگ لغت فارسي
  فرهنگ لغت انگليسي
  ترجمه متن
  آپلود

 





 

 

 

 

 

 

 

بدون شرح !!
سه شنبه بیست و ششم آبان 1388
 

                                        

 یکم : حجت الاسلام سید لطف اله سپهر مسئول دفنر شورای نگهبان ایلام است

دوم : حجت الاسلام سید لطف اله سپهر مسئول دفتر نظارت و بازرسی  انتخابات ایلام است

سوم : وزیر ارشاد در حکم خود برای سپهر : « ... توانمندي هاي متعهدانه ومديريت مسئولانه جنابعالي ، سوابقي رارقم زده است كه گوياي شايستگي هاي لازم براي تصدي امور فرهنگي وهنري مي باشید ...»

چهارم :  حجت الاسلام سید لطف اله سپهر مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان شد

پنجم : همان گلی که شورای نگهبان با انتخابات بر سر مردم زد انشالله ایشان بر سر فرهنگ خوزستان هم خواهد زد !  ......

8/8 من
دوشنبه هجدهم آبان 1388

۸/۸  برای من فقط یاد آور یک چیز است این که رقص واژه ها در گتوند به پایان می رسد حالا گیرم که مجبور باشم بگذارم خاک ها بنشیند  و خلایق هر جنگولک بازی در بیاورند که ۸/۸/۸۸ چه و چه....  

 

 

                  

 

 

 

این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها

این منم در این طرف،  پشت میله ها اسیر

دست خسته ی مرا.....

کمد آقای ووپی
دوشنبه چهارم آبان 1388

          

خوب مسئله اين است كه من اصولا نمي توانم يك جا بنشينم !‌دست خودم نيست . هميشه در يك لحظاتی چيزی درونم فرياد ميكشد و مي گويد كه حالا وقتش است بايد شروع كنی و شروع مي كنم . سراغ دوستان مي روم نقشه ميكشم طرح مي ريزم و بعد هم اجرا سال 77 وقتي انجمن قصه را شروع كردم چيزتازه ای بود در دزفول سابقه نداشت عده ای دور هم جمع بشوند و از محمود و گلشيری و بورخس و ... حرف بزنند و تازه برنامه را علنی كنند و اطلاعيه بدهند كه بياييد قصه گوش كنيد نقد قصه گوش كنيد و از اين حرفها اما شد و راه براي ديگران هم باز شد شاعران هم جرات پيدا كردند و جلو آمدند ده سال گذشت همه  چيز مثل چرخ و فلك چرخيد و چرخيد و هركی سبك وزن بود بيرون پرتاب شد آنهايی كه ماندند چيز هايی كم داشتند هميشه فكر می كردم چی كم دارند اين بار به جای اين كه منتظر صدای درونم باشم رفتم سراغ (كمد آقای ووپی) و همانطور كه حدس مي زدم همه چيز رو سرم آوار شد ولی خوبی اش اينجا بودجوابم را پيدا كردم با اين تفاوت كه هم تنسی هم چارلی هم ووپی يك نفر بودند

         

( نقد ادبی )  اين جوابی بود كه دنبالش بودم حالا وقتش رسيده بود كه جدی جدی نقد ادبی را دنبال كنيم بايد برميگشتيم و دانسته هامان را به روز می كرديم بايد می ديديم چی نوشتيم چی نوشتند چی خوانديم چطوری خوانديم و چی دستگيرمان شده . دست بر قضا دو نفر از اهالی وبلاگستان که اتفاقا مدرس دانشگاه هم هستند (كتابفروشی سبز)ی راه انداختند كه در نوع خودش در اين شهر بديع بود گفتند می خواهيم هم كتاب بفروشيم هم كتاب معرفی كنيم كار فرهنگی كنيم بقيه را با كتاب آشتی بدهيم و از اين حرفها منهم از خدا خواسته طرح و نقشه ام را بردم آنجا استقبال كردند و اين شد كه اولين جلسه ی نقد ادبی را جمعه ی گذشته بر پا كرديم در همان كتاب فروشی و در كنار همان كتابها با چند تا صندلی عاريتی ( كه ده هزار تومان ) برايم آب خورد يك ميز و پنجاه نفر آدم كه فكرش را نمي كردم . دلگرمی خوبی بود من فقط پانزده نفر را دعوت كرده بودم اما سی و پنج نفر ديگر آمدند و تشويق كردند و با حرارت تا آخر بحث ماندند و من فهميدم كه كمد آقاي ووپی هيچ وقت اشتباه نمی كند

         

قرار است صبح جمعه ی اول هرماه اين داستان ادامه پيدا كند با خيلی ها صحبت كردم هر بار نويسنده يا منتقد و مترجمی را دعوت خواهم كرد تا با جديت ( نقد ادبی ) را دنبال كنیم جلسه ی اول از ( سيد عزيز رودبندی ) مدرس ادبيات انگليسی خواستم در باره فرماليستهای روس كه نظرياتشان شاكله ی نقد ادبی معاصر است شروع كند و آنها را بريزد روی دايره كه ريخت و بحث خوبی داشت بعد از اين هم برنامه ی ماه بعد را از همين طريق معرفی مي كنم صندلي ها را هم بيشتر ميكنيم تا مثل جلسه ی اول كسي سر پا نايستد . جلسه ی دوم ششم آذر ماه است ساعت ده صبح و مجموعه داستان (هجوم آفتاب) نوشته ی قباد آذر آيين كه با حضور خودش نقد می شود كسان ديگر ی هم خواهند آمد اما چون تا اين لحظه قطعی نيستند معرفی نمی كنم . پس صبح جمعه ی اول هرماه كتاب فروشی سبز خيابان شريعتی بين خيام و فردوسی ساعت ده    

Blog Skin